آبی دریای بیکران
آبی دریای بیکران



  • 03/2005
  • 04/2005
  • 05/2005
  • 06/2005
  • 07/2005
  • 11/2005
  • 12/2005
  • 01/2006
  • 02/2006
  • 03/2006
  • 04/2006
  • 05/2006
  • 06/2006
  • 07/2006
  • 08/2006
  • 09/2006
  • 10/2006
  • 11/2006
  • 12/2006
  • 01/2007
  • 02/2007
  • 03/2007
  • 04/2007
  • 06/2007
  • 07/2007
  • 08/2007
  • 10/2007
  • 11/2007
  • 12/2007
  • 01/2008
  • 02/2008
  • 03/2008
  • 04/2008
  • 05/2008
  • 06/2008
  • 08/2008
  • 01/2009
  • 02/2009
  • 09/2009
  • 10/2009
  • 12/2009
  • 01/2010
  • 02/2010
  • 04/2010
  • 05/2010
  • 06/2010
  • 07/2010
  • 08/2010
  • 09/2010
  • 10/2010
  • 11/2010
  • 12/2010
  • 01/2011
  • 02/2011
  • 03/2011
  • 04/2011
  • 05/2011
  • 06/2011
  • 07/2011
  • 09/2011
  • 11/2011
  • 04/2012
  • 05/2012


  • چقدر حرف که ...
    فکر می کردم هنوز گوشی واسه شنیدن هست ... 


    0 Comments






    یادته یه بار بهت گفتم هیچ وقت فکر نمی کردم  به اینجا برسم!
    هیچ وقت  هم فکر نمی کردم تو  به اینجا برسی!


    0 Comments



    اون باکسِ سیب بود، یه دونه سیب فاسد اون وسطا بود ...
    همین دیگه!


    0 Comments





    کاش میشد یه سری آدما رو تو زندگی مثل  تو فیسبوک هایدشون کرد!!


    2 Comments





    یعنی همیشه یه مرض عجیبی میشه که پیدا بشه!
    رفتم پیش چشم پزشک؛ میگه چشمات خیلی خشکه! احتمالا شبا با چشای نیمه باز می خوابی!!‌ خوب چی بگه آدم؟!!‌ فعلا یه ژل داده چشامو به هم می چسبونه موقع خواب!!! 


    1 Comments





    دلم تئاتر می خواد؛ یه تئاتر خووووب!  تو تئاتر شهر
    یعنی دلم می خواااااادا
    بعد دلم یه عالمه کتاب نصفه خونده شده می خواد؛ کنار تختم
    یعنی هیچی نمی تونه جای اینا رو بگیره ...





    0 Comments





    نشستم منتظر امین تا برسه خونه
    پروازش فعلا ۲ ساعت تاخیر داره؛ یعنی ۲-۳ نصف شب میرسه!
    فعلا دارم این آهنگ رو گوش میدم؛ کلی خاطره دارم باهاش!
    دلم مثل سگ واسه پپول و پتان تنگ شده! یعنی مثـــــــــــــــــــــــل ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ!!!!
      


    0 Comments





    جمع می کنیم و خاطره ها رو مرور میکنیم
    کارت ها، نامه ها، عکس ها ...
    دلم تنگ میشه واسه اینجا ...


    0 Comments





    هیچ وقت نتونستم اون مناسبات (؟!!) دخترونه رو یاد بگیرم! که در حالیکه یه لبخند گنده رو لبمه و هم رو در آغوش گرفتیم و می بوسیم از پشت یه خنجر تو دستم باشه و ... 
    هرچی بیشتر میگذره بیشتر فاصله میگیرم ازشون
    نمی تونم درک کنم که چرا یهو مودی می شن و یه روز باهات خوبن و یه روز بد!!!! که چرا نمی تونیم موفقیت یا شادی هم و ببینیم! خلاصه موجوداتی هستیم بس درک ناشدنی!! D:
    ته تهش هم هممون مثل همیم! هرچند خیلی وقتا دفاع کردم همه دخترا این جور نیستن و ال و بل ولی زمونه نشون داده که با تقریب خوبی میشه گفت همه مثل همیم D:


    0 Comments





    اونقدری که الآن استرس دارم که landlord ما رو بپسنده استرس نداشتم که مامان و بابای "ا" من و بپسندن D: ((:


    0 Comments





    و چه پیوند صمیمیت ها که به آسانی یک رشته گسست ...


    0 Comments





    video


    3 Comments





    یه اصطلاحی داره میم میگه فلانی ترنسفر فانکشنش یکه! یا خطیه! 
    آخه بابا! اینقد ضایع؟!! یه کم سعی کن پیچیده تر باشی! با سیاست تر عمل کن!
    آخه ....!!!!


    2 Comments





    می پرسه قول میدی تا آخرش با من خوب باشی
    دلم می خواد با اطمینان بهش بگم آره؛ ولی ...
    کم نیستن آدمایی که با عشق شروع کردن و با تنفر تموم کردن
    و من نمی دونم که چی شده که اونجور شده 
    ...



    1 Comments





    لبخند می زنم؛ توی دلم رخت می شورن؛ 
    حرف زدن فایده نداره؛ کسی چیزی نمی دونه؛ نمی دونم چرا! از بدبین بودنم ه یا درون گرا بودن! یا اینکه زیادی کانزرواتیوم! 
    شایدم هیچ کدوم! 
    تا کسی نپرسه چیزی نمی گم؛ و خوب! کسی نمی پرسه؛
    ولی این مهم نیست
    مهم اینه که الآن کسی نیست که باهاش حرف بزنم 
    و من استرس دارم 
    که شده بک گراند فکرم 
    هرچی با خودم می گم بدترین حالتش همینه که الآن توش هستی باز هم اروم نمی شم؛ نه اینکه نباشه؛ ولی شاید دیگه راضی نیستم به این حالت! 
    سعی می کنم که حرف برنم؛ یه مشت سوال بی ریط رو مجبورم جواب بدم! و یه عالمه فکر و خیال جدید که اصلا شامل حال من نمیشه؛ ولی خوب! وقتی ندونی این سوالا و فکرا طبیعیه!
    باید تظاهر کنم! که خوشحالم! که excited هستم! که اتفاق جدیدی داره میفته! بلد نیستم که تظاهر کنم! بلد نیستم نقش بازی کنم 
    می ترسم گند بزنم! 
    این روزا هم میگذره؛ مثل همه روزایی که گذشت؛ 

    پ.ن: الآن آرومم؛


    0 Comments





    یه حالت خاصی
    مثل مزه ملس
    هم شیرین هم ترش
    ...


    0 Comments






    Comments by: YACCS